تو رفتی و ماه رفت و ستاره خاموش شد و من ماندم و زمین ماند و یک مشت خاطره !!!
نمی دانم با این خواهشهای دلم چه کنم؟
نمی دانم با این آرزو های محالم چه کنم؟
کاش میشد بجای حسرت ، تو را داشتم!
کاش میشد باز هم بدون خودم به خانه باز میگشتم!کاش میدانستی که زمانی که تو را دوست داشتم ، سعی میکردم چه کسی را فراموش کنم !
کارآسانی نیست که هرشب با ساز گریه هایت برقصی ! کار آسانی نیست که هرشب لب پنجره به تاریکی زل بزنی و فقط نگاه کنی و نگاه کنی و ...
کار آسانی نیست که هرشب به خودت لعنت کنی که چرا آنشب .... که چرا آنشب .... آنشب....وای خدا....
عشق یعنی لحظه شماری برای بغل کردن اونی که عمری ، خداحافظی اش رو به یاد داری!!!
برگرفته از کتاب: خاطرات بغض حبیب علیزاده واجاری
برچسب: عشق یعنی,عشق یعنی یه پلاک,عشق یعنی چه,عشق یعنی حالت خوب باشه,عشق یعنی وقتی که,عشق یعنی وقتی که دستتو میگیرم,عشق یعنی مستی و دیوانگی,عشق یعنی انتظار,عشق یعنی تو,عشق یعنی این,
نویسنده: سارا نعمتی